روانشناسی و روانپزشکی

  • حل مشکلات کور زندگی با ذهن ناخودآگاه

    زندگی ما سرشار از وظایف مشکل و دشواری است که از طریق ذهن ناخودآگاه حل و فصل می شود. برای درک بهتر این موضوع, دست به یک آموزش ساده بزنید. با سرانگشتان دست, بالای سر خود را لمس کنید. شما چگونه این عمل را انجام داده اید؟ برای بسیاری از ما پاسخ به این سوال بسیار بدیهی و پیش پا افتاده است; پاسخ هایی نظیر: من فکر کردم و دست خود را به سمت سرم هدایت نمودم و آن را لمس کردم; یا: تصویری در ذهن خود از این عمل ساختم و سپس آن را به اجرا درآوردم; یا: به هر حال این کار را انجام دادم. اما از نظر فیزیولوژی عصبی انسان, بلند کردن یک دست و آن را بر سر نهادن, یک وظیفه ی مشکل و غیر معمول است که صدها هزار سلول عصبی در آن نقش دارند. این فعالیت پیچیده و دشوار, بدون یاری گرفتن از ذهن خودآگاه ما صورت می گیرد.

  • چند راهکار ساده برای از بین بردن کمرویی

    دانشجویی هستم که 22 سال از بهار زندگی ام را با خجالت وکمرویی طی کرده ام وهرگز نتوانستم با این معضل کنار بیایم و واقعا نمی دانم که بااین قضیه چگونه برخورد کنم واز این نا امیدی رها شوم.در این زمینه کتب بسیاری مطالعه نموده وسخنان روانشناسان واساتید بزرگ را خوانده ام ولی متأسفانه تأثیر چندانی در زندگی شخصی من نداشته است.بارها بنا به پیشنهاد نزدیکان روبروی آینه ایستاده ولحظه های زیادی را به صحبت کردن با خود گذرانده ام ولی باز هم در کمال نا امیدی هنگام روبرو شدن با اشخاص به خصوص جنس مخالف دستپاچه شده وحتی گاهی به لکنت زبان دچار می شوم.ای کاش راهکاری یافت می شد تا من با استفاده از آن بتوانم با این مشکل کنار آمده و به اصطلاح روابط اجتماعی من با اطرافیانم خوب شود ودیگران من را یک انسان دست وچا چلفتی ندانند.این شرح حال یک فرد کمرویی است که ملتمسانه درخواست کمک دارد.

  • هر کس هر چقدر هم از ما تقلید کند باز هم ما از او جلو تریم

    کسی که عالم باشد اما مهذب نباشد, فساد و خطرش از همه کس بیشتر خواهد بود. اگر ما مهذب نباشیم, علم ما بی مایه و عریان است. ممکن است روز به روز از خدا دورتر شویم و در دام و یورش ابلیس گرفتار شویم.چه بسا انسانیت ما در هم شکسته شود و جز خود هیچ کس و هیچ چیز را نبینیم. باید کوشش شود که همیشه در حال یادگیری علم و تهذیب اخلاق باشیم. اگر این گونه عمل کنیم, آن گاه در بزرگ راه سعادت و آرامش حرکت می کنیم چنانچه به آموخته های خود اکتفا کنیم و صحبت از (می فهمم) و (می دانم) در ذهن ما جریان داشته باشد, در بزرگ راه شکست در حال حرکت هستیم. تهذیب و تحصیل دو بالی است که انسان را به اوج می رساند. هم برای خود ما هم برای جامعه.

  • استاد تغییر باشیم نه قربانی آن

    برخی پیشگامان در عرصه ی آموزش, تفکر را یک مهارت می دانند و اعتقاد دارند: ما بیشتر اوقات (عقل) را با (هوشمندی) اشتباه می گیریم. ما بر هوشمندی تکیه کرده, عقل را نادیده می انگاریم; زیرا باور داریم که برای عاقل بودن باید سن و سالی از ما گذشته باشد. هوشمندی با حل معماها و مساعل فنی پیچیده سروکار دارد و عقل چیری است که ما برای فکر کردن درباره ی مسائل معمولی زندگی روزمره (از کوچک ترین تا بزرگ ترین تصمیمات) به آن احتیاج داریم. بعضی ها هم فکر کردن را مقوله ای مرتبط با هوش می دانند که انسان با آن به دنیا می آید. به عبارتی, اعتقاد دارند همان طور که به راستی نمی توان رنگ چشم ها را عوض کرد, شیوه ی تفکر خود را نیز نمی توان تغییر داد.

  • فردی که توسط سایه ی خودش تعقیب می شود

    در بیان و تفسیر حوادث و اتفاقات بدانید که پدیده ها در انزوا به وجود نمی آید. حوادث همیشه یک حلقه ی علیت و یک حلقه ی بازخورد ایجاد می کنند که در آن ها, هر عنصری, یک علت و در عین حال یک معلول است, یعنی بر برخی عناصر تاثیر می گذارند و از برخی عناصر دیگر تاثیر می گیرند و این تاثیرات مرتبا حرکت می کنند تا به جای اولیه خود برسند. اینجاست که شناسایی وابستگی های درونی مسائل و مشکلات, قبل از پرداختن به آن ها کارساز است. ما باید همواره به دنبال یادگیری یک درس از هر مشکل باشیم. باید هر بحران را یک هدیه و یک درس بدانیم. باید تفکرمان را نسبت به مسائل موجود تغییر دهیم و مشکلات و بحران ها ما را قدرتمند می کنند.

  • بزرگ ترین شکار گاه شیطان سرنوشت بدون تکبر

    افراد کم حوصله و خود رای چیزهایی را که می شوند انتظار دارند دیگران آن ها را بگویند. آن ها تحمل پایینی نسبت به تفسیرهای مختلف وقایع را دارند; چون عمدتا تنها تفسیر خود را می بینند.در جلسات سازمانی یا در خانواده ها, افرادی که به یک سطح ابتدایی برای مهارت های واکاوی نرسیده اند, ساعت ها را به بحث و مجادله در مورد نظرات یکدیگر سپری می کنند. در نهایت در ناامیدی و درماندگی, با سازش(که هیچ کس در آن برنده نیست) قضیه را فیصله می دهند; یا اینکه تسلیم ارشد ترین فرد خانواده و یا سازمان می شوند, که در پایان جلسه با اقتداری که دارد چنین بیان می کند:(همین را که می گویم انجام دهید; با تشکر از حضور شما). علی(ع) می فرمایند: خود محوری بزرگ ترین شکارگاه شیطان است.

عضویت در سایت
ورود به حساب کاربری